تست اعضا

تو یک خانواده سنتی احترام به بزرگتر جزء واجباته و من تو یک خانواده سنتی بدنیا اومدم، روابطم با پدرم خوب بود تا یواش یواش بزرگ شدم، تازه داشت تفاوت‌ها خودشون رو نشون میداد و درخواست‌های من و پدرم از هم باعث دلگیری می‌شد. من درکش نمی کردم و متوجه سخت‌گیری‌هاش و کارهاش نمی‌شدم. نمی‌فهمیدم چرا اینطوری رفتار می‌کنه و چرا چیزهایی که برای من مهمه براش کم اهمیت و یا بی اهمیت به نظر میاد. کارها و اتفاقاتی که پدرم فکر می‌کرد مهمه هم برای من خیلی اهمیتی نداشت.
به هر حال حسن خانواده سنتی این بود که باید رعایت بزرگ و کوچکی رو می‌کردم و مادرم هم بشدت از این موضوع دفاع می‌کرد. سال‌ها می‌گذشت و من و پدرم یک رابطه معمولی همراه با احترام داشتیم. تا اینکه تو دوره شخصیت شناسی MBTI شرکت کردم. تازه داشتم میفهمیدم تفاوت‌های من و پدرم تو طرز نگاه که هر کدوم به دنیا داریم. حالا میدونستم پدرم یک ISTJ بود و برای اینکه بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم باید چه جوری و چی بگم. دو تا سفر کاری تفریحی باهاش رفتم که خودمون دوتا بودیم و چقدر خوش گذشت.

[member]
توضیحات برای اعضاء
[/member]

[not_member]
توضیحات برای غیره
[/not_member]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به گفتگو ملحق بشید ؟
در صورت تمایل همکاری کنید !

پاسخ دهید