5 دلیل اصلی که کسب و کار ها به خاک سیاه می نشینند.

۵ دلیل اصلی که کسب و کار ها به خاک سیاه می نشینند.

۵ دلیل اصلی که کسب و کار ها به خاک سیاه می نشینند.

مرز میان موفقیت و شکست به اندازه‌ی یک تار مو است . همان طور که ما موفقیت را دنبال می کنیم, از شکست دور می شویم: و هر گاه که طعم شکست را می چشیم ، از موفقیت دور شده ایم .
اما دستیابی به موفقیت و حفظ آن در صورتی که عوامل رایج شکست را نشناسیم و به شکلی آگاهانه از آن ها اجتناب نکنیم؛ غیر ممکن خواهد بود.
ماهیت عملیاتی و اجرایی یک کسب وکار عبارت است از:

درآمد زایی و کسب سود؛ دسته‌بندی و به کارگیری دانش لازم در جهت پشتیبانی از اقدامات عملی و راهبردی در کلیه ی سناریوهای پیش بینی پذیر لازم و ضروری است. برای تحقیق این منظور، ذخیره دانشی ما می بایست شامل برترین روندها و در عین حال بدترین آن ها باشد . اولی به ما می گوید که چه کاری بکنیم و دومی مواردی که می بایست از انجام آنها اجتناب کنیم را گوشزد می کند. درک این مهم به ویژه در محیط سیاست زده و پیچیده کنونی که در آن رویکردهای ساده انگارانه مدیریتی جایگزین تفکر نقادانه و رهبری اندیش، شده است. اهمیت به سزایی دارد.
در ادامه با این رویکرد ۵ دلیل عمده ناکامی بنگاه های اقتصادی و روش های اجتناب از آن ها را مرور می کنیم:

۱- چشم انداز دارید اما برنامه استراتژیک ندارید؟

تمام مشتریان ما و فعالین صنایع مختلف تمایل دارند به موفقیت دست یابند. آن ها حتی چشم اندازی دقیق از آرمان های خود دارند. اما با این وجود تعداد معدودی از آن ها از استراتژی لازم و برنامه عملیاتی مناسب برای تحقق این امر برخوردارند. برای موفق بودن، باید بدانیم که چه چیزی موفقیت را ممکن می سازد. این دانش از طریق مشاهده ی دلایل شکست و موفقیت، رقبا و یادگیری از آن ها به دست می آید.
این امر بدان معنا است که صاحبین کسب وکار ها می بایست سهم بازار رقبای خود, نمونه کار و محصول رقبا, نقش آفرینان کلیدی؛ ارتباطات برون سازمانی سطح بالا و رویه های استخدام و این قبیل موارد را در رقبای خود شناخته و خود را در هر یک از بخش ها ارزیابی کنند.
به علاوه بنگاه ها می بایست مزایای رقابتی خود را شناسایی کنند و اگر احیانا فاقد مزیتی هستند باید بتوانند یک مزیت را به سرعت ایجاد کنند ؛ عدم وجود یک برنامه راهبردی ( استراتژیک ) منبع اصلی استرس؛ تعارض، اشتباهات و شکست هاست.

۲-افراد نادرست را استخدام می کنید؟

استخدام نادرست, پرهزینه ترین اشتباهی است که سازمان ها به کرات مرتکب می شوند. استخدام نادرست به ویژه زمانی که سازمان به طور ناگهانی رشد می کند و فرصت های شغلی جدید به وجود می آورد و هم چنین زمانی که یکی از جایگاه های شغلی خالی می ماند و بدنه سازمان با فشار کاری ناشی از آن مواجه می گردد روی می دهد . معمولا در این شرایط راحت ترین کار ممکن گفتن این جمله است که (یافتن فرد مناسب فرآیندی بسیار زمان بر است) در نتیجه این مسکن موقت و در اثر هزینه های بلندمدت نگهداری از کارمندانِ فاقد چشم انداز؛ انگیزه و تعهد در محیط کسب وکار و سازمان از بین می رود. و البته رهبران سازمانی گاه به بهانه مشکلات اقتصادی از پرداخت حقوق های رقابتی سر باز می زنند. که نتیجه آن استخدام و جذب افراد نا متناسب با اهداف سازمانی است. اگر زمان کافی برای جست و جو و جذب افراد شایسته ندارید، بنابر این از موسسات ثالث و مشاوران اصلح در این حوزه کمک بخواهید. طلایی ها را استخدام کنید آن ها را توسعه‌داده و تربیت کنید. و متناسب با عملکردشان به آن ها پرداخت کنید.

۳-اجازه می دهید که دیپلماسی روی اصول تجاری شما سایه بیندازد؟

دوستی در محیط کار می تواند شمشیری دو لبه باشد. همه ما دوست داریم با افرادی که کار می کنیم احساس راحتی داشته باشیم و گاهی این رویکرد به شکل گرفتن رابطه دوستانه با برخی از ایشان ختم می شود. اما گاهی این روابط دوستانه قضاوت حرفه ای ما را تحت تاثیر قرار می دهد که منشا مشکلات و مسائل فراوان در آینده سازمان خواهد شد. به علاوه این روابط در صورت عدم مدیریت می تواند منجر به تصمیم گیری های غلط در سطح سازمان شود. به طور خلاصه؛ دیپلماسی ناپخته و فارغ از هوش تدبیری در سازمان نتیجه ی سایه انداختن دوستی و رفاقت روی اصول مؤثر تجاری است. این روابط نامتعارف سرمایه های فکری را می بلعد و هرچند که برخی هنوز فکر می کنند که بهتر است مشاغل کلیدی و با اهمیت به نزدیکان و دوستان سپرده شود، اما اساساً آن چه که در دوستی ها به دست می آید در رابطه کاری حرفه ای نیست. رفیق بازی سبب می شود که در بازار کار افراد در جایگاه های خود قرار نگیرند و افراد ناشایست با استفاده از فرصت ها به شرایط ایده آل دست یابند و برخی دیگر در عین صلاحیت و بعضاً از روی عمد دیده نشوند و بازار کار از تخصص و مهارت آن ها بی نصیب بماند.

۴-به تیم تان اعتماد ندارید؟

بی اعتمادی گسترده؛ یک ضعف سیستمی به حساب می آید که از ترکیب ۳ مساله قابل پیشگیری نشاٌت می گیرد:

الف) ندانستن برنامه

ب) استخدام نادرست

ج) سایه انداختن سیاست بازی و دیپلماسی نامتعارف روی اصول تجارت

لذا اگر در مقام مدیر یا رهبر یک تیم احساس می کنید که نمی توانید به کارکنانتان اعتماد کنید ، این بدان معنا است مدیریت ذره بینی دارید و یا این که در مسیر غلطی افتاده اید.
راه حل اولیه جهت شفاف سازی و حاکم ساختن جو اعتماد در سازمان این است که برنامه ای استراتژیک در پیش گرفته؛ استعدادهای شایسته را جذب کنیم و سیاسی بازی را از روندهای سازمان حذف کنیم.

۵-اختلاف نظرها را به خوبی مدیریت نمی کنید؟

اختلاف نظر موثق و سازنده که مبتنی بر رویکردهای ذاتاً متفاوت برای حل مساله ای مشابه یا دستیابی به هدفی مشترک است؛ بنیان یادگیری و پیشرفت را شکل می دهد.
هرچند که اختلاف نظر آشکار در خصوص مسائل مهم که نشاٌت گرفته از رفتار افرادی است که سعی دارند نقاط ضعف خود را در پس صدای مخالف بپوشانند و نظری اصلاحی و جایگزینی ارائه نمی کنند ؛ بستر ساز شکست سازمان است.

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به گفتگو ملحق بشید ؟
در صورت تمایل همکاری کنید !

پاسخ دهید